محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

46

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

آياتى از قرآن برايم تلاوت فرمود . به خداوند سوگند من هرگز سخنى پسنديده‌تر و نيكوتر و عقيده‌اى درست‌تر از آن نشنيده بودم و به همين سبب اسلام آوردم و به حق گواهى دادم . طفيل در ميان قوم خود مردى شريف بود و سخنش مقبول همگان و افزون بر آن هرگز سخن دروغ و يا باطلى از او سراغ نداشتند . او با چنين وصفى قبيلهء خود را به اسلام فرا خواند و آنان نيز داوطلبانه و با رغبت آن را پذيرفتند . دوس همچنان بر آيين اسلام بود تا زمانى كه دوران جهاد و نبرد مسلّحانه فرا رسيد و در اين دوران بود كه اين قبيله همراه ديگر مجاهدان به جهاد پرداخت و در عصر رسول خدا ( ص ) با مشركان و پس از آن نيز با از دين برگشتگان جنگيد و بر اسلام استوار و ثابت قدم بود . بدين ترتيب مشاهده مىكنيم كه همهء تلاش قريش در باز داشتن حركت اسلامى از ادامهء سير خود سودى نبخشيد . چه اين كه هيچ‌كس را توان آن نيست كه نور را در مشت خويش گيرد و زندانى كند و پرتوهاى روشنگر و هدايتگر نور عليرغم ظلمت انبوه راه خود را مىيابد و بر هر سو مىتابد . اسلام آوردن آن مرد و قبيله‌اش كه از او نام برديم تنها نمونه‌اى حاكى از گسترش رسالت محمدى ( ص ) در اثناى سالهاى محاصره و پس از آن است كه نشان مىدهد هر تلاش كه عليه محمد ( ص ) به عمل آمد و هر كارى كه قريش بدان دست زد ، در نتيجه مايهء خيرى براى دعوت توحيد و نداى روشن حقيقت شد . از اين ماجرا و نظاير آن - كه فراوان است - مىتوان دريافت كه چگونه اسلام كم‌كم در حال گسترش يافتن در سرتاسر جزيرة العرب اعم از نقاط دور و نزديك بود ، بويژه آن كه اين مهم در زمانى صورت مىگرفت كه محور دعوت توحيد يعنى پيامبر اسلام ( ص ) هنوز در مركز تجمّع اعراب يعنى در مكّه اقامت داشت و بىآن كه از دعوت خسته شود و يا سستى به خويش راه دهد همچنان به دعوت مردم به سوى حق ادامه مىداد و مستضعفان و نيز برخى از توانگران به دعوت او گوش فرا